المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

163

التنبيه والإشراف ( فارسي )

و كيماك كردند و تاخت و تازها كه بر سواحل درياى جرجانيه داشتند ياد كرده‌ايم . رود جيحون و رود شاش و فرغانه و ولايت فاراب به اين درياچه مىريزد و كشتيهاى بزرگ با اقسام كالا از ديار خوارزم تا ولايت شاش بر آن مىرود چنان كه سابقاً در همين كتاب ياد كرديم و در همهء معموره درياچه‌اى بزرگتر از آن نيست كه وسعت آن يك ماه در يك ماه راه و بقولى بيشتر است چنان كه از پيش گفته‌ايم آب اين درياچه شيرين است و درياچه مارزبون ديار روم نيز بوسعت ، تالى اين درياچه است . سابقاً فرمانرواى روميه مطيع فرمانرواى قسطنطنيه بود و فرمان او را كار مىبست و تاج نداشت و شاه ناميده نمىشد و از روزگار قديم پيش از ظهور اسلام تا به سال سيصد و چهلم هجرى رسمشان چنين بود . آنگاه كار فرمانرواى روميه نيرو گرفت و سپاهش فراوان شد و تاج نهاد و لباس ابريشم و موزهء سرخ كه خاص پادشاه روم است پوشيده و نام پادشاه گرفت و چون قسطنطين پسر اليون كه اكنون پادشاه روم است از قضيه خبر يافت سپاهها سوى او فرستاد كه شكست خورده باز آمد . آنگاه با او مكاتبه كرد و به صلح تن داد . پيش از اين معارضه ميان آنها خويشاوندى آمده بود و پادشاه دختر خود را به ارمانوس پسر قسطنطين داده و او را بافاخر تر و فراوان‌ترين جهازى كه دختران ملوك را دهند پيش ارمانوس فرستاده بود اما دختر آنجا درگذشت . ساير اقوام فرنگ از جلالقه و جاسقس و وشكنس و ارمانجس و اكثر سقلابيان و برغر و اقوام ديگر بدين نصارى و مطيع فرمانرواى روميه‌اند ، و روميه از روزگار قديم تاكنون مركز مملكت فرنگان بوده است . ارسطاطاليس در نامه‌اى كه اسكندر را براى حركت بجنگ دارا پسر دارا شاه ايران ترغيب مىكند اين نكته را ياد كرده گويد : « تو اى پادشاه ضمن سفر اول به سوى فرنگان نشانه‌هاى